کمیته ملی آبیاری و زهکشی ایران با هدف اشاعه علوم و دانش فنی، توسعه و کاربرد فنون در بخش آبیاری و زهکشی در سال ۱۳۴۷ در ایران ایجاد شدهاست. در ۱۰6 کشور جهان از کشورهای پیشرفته تا در حال توسعه کمیته ملی آبیاری و زهکشی دایر میباشد.
کشور ایران در سال ۱۳۳۴ طبق پیشنهاد بنگاهٔ مستقل آبیاری سابق به عضویت کمیسیون بینالمللی آبیاری و زهکشی درآمد. ولی عملا تا سال ۱۳۴۶ فعالیت چندانی نداشت و علت آن هم قانونی نبودن این عضویت و عدم تشکیل کمیته ملی آبیاری و زهکشی در ایران بود، زیرا یکی از شروط مهم عضویت در این کمیسیون بینالمللی، تشکیل کمیته در سطح ملی میباشد. در سال ۱۳۴۷ قانون تشکیل کمیته ملی آبیاری و زهکشی به تصویب مجلسین رسید و آئیننامه و سازمان کمیته مذکور پس از تصویب هیئت وزیران به وزارت آب و برق سابق ابلاغ گردید. در سال ۱۳۶۳ اساسنامه این کمیته ملی توسط هیئت دولت بازبینی و مورد تصویب مجدد قرار گرفتهاست .
شورایعالی کمیته ملی آبیاری و زهکشی ایران بر اساس مفاد اساسنامه مصوب هیئت وزیران به عنوان بالاترین مرجع سیاستگذاری و برنامهریزی این کمیته میباشد که اعضای آن متشکل از یکنفر از نمایندگان وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، سازمان مدیریت و برنامهریزی و جامعه مهندسان مشاور ایران میباشد.
دبیر خانه این کمیته ملی در تهران مستقر میباشد و در ۹ استان کشور کمیته منطقهای آبیاری و زهکشی دایر میباشد.
تعریف آبخيزداري؟ آبخيزداري، مدیریت و استفادة صحيح از اراضي حوضه آبخيز طبق برنامه هاي از قبل طرح ريزي شده مشتمل بر مهار فرسايش و تنظيم جريان هاي سيلابي و رسوب گذاري و اصلاح پوشش نباتي و غيره مي باشد. به عبارت دیگر آبخیز داری مدیریت علمی حوضه آبخیز است که ضمن توجه به مسایل اقتصادی و اجتماعی و حفظ منابع آب و خاک در حوضه های آبخیز از علوم و تجربیات مختلف بهره گیری می کند، بدون آنکه نقش مردم از نظر دور بماند .
آبخيزداري و حفاظت خاك:
نگرش جامع گرا و نظام مند آبخيزداري در بعد وسيع آن با رويكرد به تمامي جنبهها ميتواند به تعادل در امر توسعه و رشد در يك جامعه بيانجامد چرا كه در تعريفكلي آبخيزداري ميتوان همه جنبههاي زيست بوم كره زمين را تبيين نمود.
در حال حاضر اكثر حوضههاي آبخيز كشورمان به انحاء مختلف دچار تخريب و فرسايش است به طوری که طی سه دهه اخیر فرسایش آبی روندی به شدت افزایشی داشته و تقریبا 3 تا 3.5 برابر شده است. گفتنی است میزان فرسایش در سال 1350 در 125 میلیون هکتار از حوضه های آبخیز کشور حدود یک میلیارد تن برآورد شده است. این رقم 10 سال بعد یعنی سال 1360 بر مبنای نقشه وضع موجود فرسایش خاک در ایران که توسط فائو، یونپ و یونسکو تهیه گردید معادل 1.5 میلیارد تن بوده است. بر اساس نتایج حاصل از اندازه گیری رسوب 20 ساله مربوط به 120 ایستگاه رسوب سنجی در 24 حوضه آبخیز کشور و تعمیم آن به کل کشور در سال 1373 مقدار آن 3.125 میلیارد تن برآورد شده است [1].
آب و آبخیزداری
از طرف دیگر بنا به پیش بینی سازمان ملل متحد تا سال 2025 میلادی نام ایران در سیاهه ی کشور هایی که دچار کمبود آب می شوند، قرار می گیرد. به این ترتیب علاوه بر بحران افزایش جمعیت، میزان تخلیه غیر مجاز بوسیله چاههای عمیق که توازن و تعادل آب های زیر زمینی را بر هم زده است [2] باید عمیقا مورد توجه دست اندرکاران و برنامه ریزان مربوطه قرار گیرد. این واقعیت باید تعیین شود که نرخ مجاز برداشت از منابع آب را استعداد طبیعی منطقه در تغذیه آبخوان تعیین می کند و نه نیاز بشر به آب.
معماري از اجتماعي ترين اشكال بروز هنر ، فرهنگ، توانمندي يك ملت و زمينه شناخت تاريخ گذشته و امكان تبلور آينده آن است. با اين باور و بر اساس فرصتي كه در سال هاي اخير براي شناخت معماري شهري، توليدي و معماري مبتني بر آب در شهر شوشتر و پيرامون آن دست داد، سعي در طرح بزرگترين مجموعه آبي و ويژگي هاي آن خواهيم كرد تا به پيشنهاد مشخص در اين زمينه براي حفظ ميراث ارزشمند و توان آفرين آن برسيم. نقش توليدي آب و اثر توزيع و بهره برداري از آن در شكل گيري سيستم حكومت و نظام كالبدي در كنار فعاليتهاي دفاعي و اقليمي از اهميت ويژه اي برخوردار است.
ايجاد اولين امكان عبور از كارون عظيم و پهناور، مهار و بهره برداري از آب و انرژي آن به مدد پشتكار، هوش و درايت پدران ما در طي هزاران سال، يكي از بزرگترين و كهن ترين مجموعه هاي دست ساخت بشر تا پيش از دوران انقلاب صنعتي را پديد آورده است. مجموعه اي كه در طول كيلومترها ادامه مي يابد و در طي هزاران سال كامل مي شود و در جوار خود يكي از هوشمندانه ترين اشكال بروز معماري شهري–آبي را به وجود مي آورد.
از شگفتيها و فرازهاي اين كار آبي، ايجاد مجموعه عظيم چند عملكردي، در طول نزديك به يك كيلومتر شامل عناصر اصلي زير مي باشد:
الف) بند ميزان با هدف اصلي تقسيم آب كارون به دو شاخه دو دانگه(گرگر) و چهار دانگه(شطيط).
ب) نهر داريون(داريوش) با كانالها و دريچه هاي متعدد و اهداف گوناگون و پيچيده اي چون آبياري جزيره ميان آب به وسعت حدود چهل هزار هكتار با تقسيم بندي ها و دريچه هاي بسيار دقيق كانالها، آب پخش كن ها، پلها و نهرهاي مفروش و... . همچنين تامين آب شرب شوشتر و نيز ايجاد دسترسي ويژه به قلعه شاهي سلاسل.
ج) پل بند شادروان به عنوان دريچه خروجي و تنظيم ارتفاع آب در نهايت غربي اين مجموعه آبي به منظور سوار كردن آب شطيط بر روي نهر داريون و ايجاد امكان عبور از كارون در شاهراه اصلي شرقي غربي منطقه در مسير شاهي تيسفون تا پاسارگاد.
د) ايجاد تعداد زيادي كانالهاي فرعي براي آبياري و به راه انداختن آسيابها و استفاده صنعتي از انرژي آب.

مجموعه آسياب ها و آبشارهاي شوشتر
ه) كف سازي سنگي كارون در اين فاصله به منظور تثبيت كف رودخانه.
و) ايجاد عمارت كلاه فرنگي براي كنترل ميزان ارتفاع آب و نظارت بر عمليات در محدوده اين مجموعه.
ز) و در نهايت خود قلعه سلاسل به عنوان مركز فني، حكومتي و مديريت آب منطقه.
گلوگاه دستيابي و كنترل خوزستان و آب آن عمدتاً در اين منطقه شكل گرفته و تجلي آن قلعه سلاسل است كه به تناوب از دوران ايلامي تا اواخر قاجار، محل استقرار حكومت محلي برفراز صخره شوشتر بوده است. اين مجموعه عظيم چنانكه گفته شد در فاصله بند ميزان تا پل بند شادروان كامل مي شود و به صورت چند منظوره آب كارون را در طول نزديك به يك كيلومتر، چند متر بالا آورده، از آب و انرژي آبي آن بطور شگفت انگيزي در طول چهل كيلومتر اراضي جنوبي شوشتر تا بند قير يعني دشت مياناب (ميان او، مينو، بهشت) را به يكي از سرسبزترين مناطق دنيا مبدل كرده بوده است. كانالهاي دستكند و دست ساخت متعدد و پلهاي آب بر و پل بندها و آسيابها و ديگر تاسيسات آبي صنعتي نه تنها شهر شوشتر را سيرآب و تهويه مي كرده، بلكه يكي از سرسبزترين و آبادترين مناطق را براي توليد انبوه و گسترده و كشاورزي (چونان انبار بزرگ غله) خلق كرده است.
كشاورزان در حاصل توليد، شهر نشينان و نيروهاي نظامي و ديواني نيز از بازار توليد تغذيه مي كرده اند، به نحوي كه منطقه خود بستر تمدنها و شهرهاي مهمي چون احتمالاً هيدالو (ايلامي هخامنشي) دستوا(پارتي- قبل و بعد از اسلام عسكر مكرم) و شوشتر كنوني(ساساني) بوده است.
در ادامه اين تاسيسات آبي ، پيرامون شاخه هاي كارون عناصر متعدد ديگري شكل گرفته اند كه از آن ميان مي توان به مجموعه شگفت انگيز پل بند گرگر، مجموعه آبشارها(حدود پنجاه آسياب كه در خدمت كشاورزي منطقه بوده است)، برج عيار و تاسيسات منظم آن، بند زيباي ماهي بازان (خدا آفريد)، پل بند لشكر، بند خاك و بسياري از ديگر پلها و آب پخش كن ها و كانالهاي و تاسيسات در دو سوي جزيره ميان آب (و نيز شماري از عناصر هنوز ناشناخته) اشاره كرد. رد اين مجموعه را بوسيله كانال دستكند مسرقان از بند قير تا شرق اهواز و نيز تاسيسات آبي–صنعتي كهن اهواز مي توان پي گرفت. كار انساني شگفت انگيزي كه به قول مهندس حامي اجازه نمي داده است حتي يك قطره از آب كارون هدر رود و به دريا بريزد.
اين مجموعه عظيم در واقع تنها با پشتيباني مالي، نظامي، اداري و فني وبويژه مديريت بسيار هوشمندانه و قوي حكومتهاي متمركز و مقتدر در كشور و نمايندگان آنان به صورت شاهكان و ميرآبها و مهندسان ميسر مي شده است به نحوي كه حكومت در منطقه خوزستان همواره با مديريت مهندسي آب در هم آميخته بوده است و بر اين اساس مي توانسته پا بر جا بماند و انبار غله منطقه و توليدات گسترده صنعتي آن باشد.
مديريت آب خوزستان به قدري تخصصي و مهم بوده است كه حتي با تغيير حكومتها تغيير نمي كرده و تا حمله مغول هم كمابيش سرپا بوده است. اين مجموعه عظيم تر از آن بوده است كه با توان افراد و حتي حاكمان محلي قابل كنترل و اداره باشد.
در نتيجه مركز مديريت و مهندسي آب خوزستان در طول تاريخ بطور عمده در قلعه سلاسل شكل مي گرفته است و حاكم خوزستان كه خود ميراب خوزستان و مسئول تشكيلات فني آن بوده، عنصر مهمي در مجموعه حكومت كشور به حساب مي آمده است. وزارت «كست افزوده» ساساني با وظيفه مديريت پيمودن و آب، شايد از همين قلعه سلاسل هدايت مي شده است.
هر زمان قدرت و تمركز حكومتهاي مركزي افول كرده، در معرض تهاجمها و نابساماني قرار گرفته است، اين مجموعه در هم پاشيده و از كارآيي و رونق افتاده است. با ضعف قدرتهاي متمركز ناشي از جنگ و تهاجم و ضعف مالي و نظامي و قطع ارتباط متقابل حكومت منطقه و حكومت مركزي اين ماشين عظيم كه به مراقبت پر هزينه و سنگين دائمي مالي نظامي و فني نيازمند بوده است از كار مي افتاده و قحطي و ويراني در منطقه رخ مي نموده است. (نمونه هاي تاريخي بقا و زوال از اين دست را در اين منطقه و در بين النهرين بسيار مي توان يافت)
به همين سبب آب همواره عنصر مورد ستايش، مطهر، مقدس و مهمي در اعتقادات و سنن مردم اين مرز و بوم بوده است. با توجه به بحث فوق روشن است كه مطالعه سيستم آبي خوزستان، ريشه ها، زمينه هاي تاريخي و عناصر آن نه تنها خود في نفسه بسيار مهم و پر جذبه است، بلكه زمينه منحصر بفردي براي شناخت علت پديدار شدن حكومتهاي مقتدر و متمركز آسيايي و شكل خاص آن در ايران بشمار مي آيد.
در اين راستا با همكاريهاي ويژه فرهنگي، دانشگاهي و بخصوص سازمان ميراث فرهنگي، با زمينه هاي معماري، معماري شهري، شهرسازي، باستانشناسي، تاريخ، هنر، مردم شناسي و جامعه شناسي در منطقه به آموزش و انتقال تجربه بي نظير نياكان در طول هزاره ها در مهار بزرگترين رودخانه كشور، در جهت ايجاد تمدني بزرگ همت گمارده ايم.
اين جاري بي زوال كه در جهت تكامل زندگي، توليد نعم مادي و جهت احياي شهر و منطقه در گذشته كار كرده است، امروزه با هدف استخراج علوم در ايران باستان در فن ابياري و تبديل به يك مجموعه فرهنگي، تفريحي و توليدي از طريق احياي بخشهايي از سيستم آبي گذشته، و نيز محلي براي جلب سياحان، به صورت يك پارك موزه گسترده، بررسي مي شود؛ تا به حفظ ميراث و انتقال شگردها و تجربه هاي توليد كهن و شناخت علمي اسرار زندگي پيشينيان كمك كند. بي ترديد اين مجموعه بر اساس همه نظرات كارشناسي سودي سرشار براي مملكت ببارخواهد آورد.
منابع
-كسروي، احمد، تاريخ پانصد ساله خوزستان، چاپ بهمن، تهران، 1373
-جمعي از نويسندگان، فن آبياري در ايران باستان
-كريميان، نادر، مجموعه مقالات، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور، آذرماه 1383
-مجموعه مقالات كنگره ارگ بم، كرمان، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور.
جهت دريافت اطلاعات بيشتر به وبگاه بناهاي آبي تاريخي شوشتر به نشانی: http://www.shushtarmiras.ir مراجعه فرماييد
ارزیابی منابع موجود راجع به مفاهیم و ویژگیهای بیابان حاکی از آن است که تعریف جامع و واحدی برای بیابانها ارائه نشده و در بیان شاخص ها و مفهوم مشترک از پدیده بیابان منابع مختلف دیدگاههای متفاوتی را ارائه کرده اند. در این زمینه هر یک از دانشمندان علوم مختلف به فراخور دغدغه های خویش از دیدگاه تخصصی خود ویژگی مناطق بیابانی را برشمرده اند. از این نظر با رعایت دیدگاههای مختلف قلمرو مناطق بیابانی محدوده های متفاوتی را نشان می دهد. تعيين قلمرو بيابانها نيازمند دستيابي به اطلاعاتي از پارامترهاي محيط طبيعي است كه اثر متقابل آنها به صورت مشترك در پيدايش ويژگيهاي محيط طبيعي و از جمله بيابانها دخالت تام دارند. به همين دليل آن دسته از علوم زمين كه به صورت مستقيم يا غير مستقيم در مطالعه شرايط بياباني سهمي دارند باید در اينگونه بررسی ها مورد توجه باشند. مهمترين زمينه ها با رعايت روابط علت و معلولي به ترتيب شامل: زمين شناسي، اقليم شناسي، آب شناسي، پيكر شناسي زمين (ژئومرفولوژي) خاك شناسي وپوشش گياهي مي باشند. با عنایت به اینکه بخش وسيعي از سرزمين ايران به دليل ويژگيهاي خاص جغرافيايي در قلمرو مناطق بياباني قرار دارند و بر اساس مستندات موجود اين مناطق در حال گسترش نيز مي باشند، اطلاع از چگونگي ميزان كمي و موقعيت مكاني عوارض بيابان و بطور كلي قابليت ها و توانايي های محيط و انعكاس تلاشهاي متنوع انسان در آن اهميت فراواني دارد. توجه به اين مسئله كه در حال حاضر مراكز مهم انساني و صنعتي (ازجمله پايتخت ايران) در قلمرو بيابانها قرار دارند بر اهميت اينگونه مطالعات مي افزايد. چنین است که در هرگونه برنامه ریزی و آینده نگری آگاهی از ویژگی های این محیط لازم و ضروری است.
پیشینه:
هرچند در مطالعات محیط طبیعی و مرتبط با بیابان متخصصین علوم مربوطه کم و بیش به بیان دیدگاههای خود پرداخته اند اما اقلیم شناسان و جغرافی دانان در این زمینه مطالعات بیشتری داشته و یا دست کم منابع بیشتری در اختیار است. در این مقاله برخی از تحقیقاتی که از جنبه های مختلف به موضوع بیابان پرداخته اند بشرح زیر طبقه بندی و مورد بررسی قرار گرفته اند.
1- معیار اقلیم:
اکثر دانشمندان اقلیم شناس از بین عناصر اقلیمی میزان دما و بارندگی را برای مشخص کردن محدوده های بیابانی به کار کرفته اند. می توان گفت ترانسو[1] جزو نخستین کسانی بود که در سال 1905 از نسبت موجود بین باران و تبخیر برای تعیین شدت رطوبت یا خشکی بیابان ها استفاده کرد. به اعتقاد فينك[2] ، مناطق با بارندگي سالانه كمتر از 500 ميليمتر خشك به حساب مي آيند و اگر اين مقدار كمتر از 250 ميليمتر باشد منطقه بياباني است(5). در همين زمينه گانسون[3] سرزمينهايي را كه كمتر از 350 ميليمتر بارندگي سالانه دارند خشك تلقي كرده و اگر اين مقدار به كمتر از 125 ميليمتر برسد منطقه كاملا خشك و بياباني خواهد بود(7). کوپن مناطقی را در ردیف بیابان می داند که در آنجا مقدار بارندگی برای محصولات زراعی کافی نباشد و سیلیانینف رابطه ای را برای معرفی بیابان پیشنهاد کرده که بر اساس نسبت رطوبت به گرما پایه گذاری شده و در مناطق خشک روسیه کاربرد زیادی داشته است(3). در این رابطه ضریب معادل 5/0 برای تفکیک مرز مناطق بیابانی بکار گرفته شده است. دانشمندان دیگری از قبیل تورنتوایت (1948 ) ،گوسن (1952)، دومارتن (1954) و آمبرژه (1955) با استفاده از عناصر بارندگی ، تبخیر و تعرق بالقوه ماهانه و سالانه و متوسط دمای سالانه روابطی را برای تشخیص مناطق بیابانی معرفی کرده اند(1). درهمین زمینه فائو نیز نواحی با بارندگی سالانه کمتر از 200 میلیمتر را بیابان معرفی کرده است. رقمهاي ديگري كه به همين منظور ارائه شده اند، عبارتند از50 تا 100 ميليمتر و250 ميليمتر(درويش1379؛ به نقل از كردواني1378 ؛ و نيشابوري1374).کردوانی (1367) بارندگی کم ، نامنظم ، دوره های خشکسالی طولانی را نیز شاخص های دیگری برای تشخیص مناطق بیابانی میدانند (14). به این ترتیب دامنه نوسان بارندگی برای تفکیک مناطق بیابانی اعداد و ارقام متفاوتی را نشان می دهد بطوری که برخی از مناطق خشک آمریکای جنوبی را که در حد واسط کوههای آند و دریا واقع شده و تا نزدیکی استوا ادامه دارد و تقریبا بدون بارندگی است تا مناطقی در بیابانهای وسیع استرالیا با بارندگی 125 میلیمتر و یا مناطقی در شمال برزیل با آب و هوای خشک ولی با بارندگی کمتر از 600 میلیمتر را در یک رده قرار می دهد. اما این مناطق با وجود مقادیر بارندگی متفاوت در یک ویژگی اشتراک دارند و آن بی نظمی مکانی و زمانی باران است . بطور مثال در برخی از نقاط بیابان آتاکاما در پرو و شمال شیلی که گاهی اوقات به عنوان خشکترین قسمت روی زمین از آن یاد می شود در چندین سال هیچگونه بارندگی ثبت نشده است و این در حالی است که مناطق مذکور تا دریا فاصله چندانی ندارد ولی در همین منطقه هر چند سال یکبار در یک یا چند ماه از تابستان باران های سیل آسا می بارد که فوق العاده مخرب بوده و موجب از بین رفتن اراضی کشاورزی، محصولات زراعی، جاده ها، پلها و حتی تمام دهکده ها می شود(3). همین وضعیت در بیشتر مناطق بیابانی ایران از جمله مناطق ساحلی جنوب نیز به چشم می خورد. در این مورد میتوان به بارندگی سه روزه دی ماه و بهمن ماه سال 1371 اشاره کرد که میانگین بارندگی دو واقعه مذکور به ترتیب حدود 385 و 339 میلیمتر به ثبت رسیده و از متوسط بارندگی سالانه بیشتر بوده است(15). در بیابانهای گرم و وسیع استرالیا که حدود 40 درصد از سطح این قاره را در بر می گیرد در حد فاصل شمال و جنوب که با بارندگی های زمستانی و تابستانی همراه است مناطقی وجود دارد که فصل بارندگی مشخصی ندارند و باران های اتفاقی ممکن است در هر زمانی از سال وجود داشته باشد.
به همین دلیل برخی از جغرافي دانان و اقليم شناساني كه با مناطق خشك و نيمه خشك سر و كار بيشتري داشته اند، علاوه بر شاخص هاي فوق ويژگيهاي ديگري را نيز براي معرفي مناطق بياباني بر شمرده اند. يكي از خصوصيات بارز اقليم شناسي بيابان تغيير پذيري زماني و مكاني بارندگي است(26 و35) در بيان تغييرپذيري مكاني بارندگي معمولا از ضريب تغييرات بارندگي استفاده مي شود. بطور مثال اين ضريب براي نواحي مرطوب اروپا نظير روم 14درصد است. اين ضريب در صحراي مركزي به 80 تا 100درصد و در صحراي ليبي به بيش از 100 درصد مي رسد(6). براي نشان دادن تفاوت آشكار ضريب تغييرات بارندگي در مناطق بياباني و غير بياباني ايران ميتوان به دامغان (بيابان) با ضريب تغييرات حدود 80 درصد و رشت(غير بيابانی) با ضريب تغييرات بارندگي 14 درصداشاره كرد. به نظر گودی( 1988) يك مشخصه مهم مناطق بياباني علاوه بر بارندگي كم، بي نظمي بارش در زمان است، بطوريكه حداكثر بارندگي روزانه اين مناطق ممكن است از ميانگين بلند مدت سالانه بيشتر باشد. درش(1982) براي تفكيك حد مناطق بياباني دامنه ضريب تغييرات بارش را تنگ تر كرده و آن را از 25 تا 40درصد تعيين كرده است(10). در حاليكه سينگ[4] اين دامنه را از 30درصد تا 70درصد معرفي مي كند(38 و 41).
اگرچه برخی از صاحب نظران اقلیم را مهمترین و شاید بارزترین مشخصه محیطی برای تشخیص بیابان می دانند ولی به علت حساس بودن و تغییرات فراوانی که شاخص های این معیار در طی سال های مختلف از خود نشان می دهد ضرورت وجود شبکه گسترده ای از مراکز اقلیمی را در بسیاری از نقاط جهان ضروری می نماید.
برخی محققین همچون ژان درش خشکی و بیابان را دارای معنی و مفهوم زیست اقلیمی دانسته اند و پیشنهاد کرده اند که واژه ژئوسیستم بیابانی را جانشین واژه مبهم بیابان و حواشی آن گردانند.(10)
بدین صورت درش بیابان را فضای جغرافیایی با مناظر خاص تعریف کرده است که در ارتباطی متقابل از ترکیب عوامل مختلف و متغیر های متعدد و زیر سیستم ها می باشد.
خسروشاهی و همکاران(9) برای تعیین قلمرو بیابان های ایران از دیدگاه اقلیم شناسی پس از تعیین ویژگیها و تهیه نقشه های همباران سالانه، هم ضريب تغيير پذيري سالانه بارندگي، هم ضريب بي نظمي بارش ،هم شدت ميانگين باران روزانه، هم دما و هم تبخير با تعيين عددي به عنوان مرز بيابان ازغير بيابان از هر لايه و انطباق اين نقشه ها مرزتقريبي بيابان ها را به صورت نقشه های رقومی برای مناطق مورد مطالعه پيشنهاد کرده است[5].(9)
در تبیین و تعیین مناطق بیابانی از جنبه های دیرینه اقلیمی نیز بیابانها به دو نوع منطقه ای و غیر منطقه ای تقسیم می شوند(4). وجود بیابانهای منطقه ای بسته به موقعیت آنها نسبت به پدیده های هواشناسی و در مقیاس جهانی سنجيده مي شود ( منطقه فشار زیاد و فشارهای جنب مداری).
ولی وجود بیابانها غیر منطقه ای نتیجه موقعیت جغرافیایی خاصي است که در حرکت جوی در مقیاس جهانی اختلال ایجاد می کنند. مانند بیابانهایی که در پناه و پشت رشته کوهها واقع شده اند( غرب ایالات متحده آمریکا- آسیای مرکزی و دشت کویر ایران) يا در وضعیتی هستند که بادهای مرطوب بزحمت به آنها می رسد(جنوب غربی ماداسگار- شمال غربی برزیل و بیابان تار در هند) و یا بیابانهای اقیانوسی که تحت تاثیر یک جریان سرد می باشند(غرب آمریکای مرکزی). بيابانهاي منطقه اي به تغييرات بيلان حرارتي زمين كه قبل از هر چيز از تشعشع خورشيد نتيجه مي شود، فوق العاده حساس مي باشند. بيابانهاي غيرمنطقه اي به اين تغييرات حساسيت كمتري دارند، زيرا شرايط جغرافيايي ناحيه اي بر آنها غلبه دارد و اين شرايط نيز كمتر تحت تاثير پديده هاي كيهاني مي باشند و فقط به طور مستقيم آنها را تحت تاثير قرار مي دهند.
از جنبه سينوپتيكي نیز بیابانها به دو گروه تحت عنوان بيابانهاي ديناميكي و بادپناهي تقسيم مي شوند. در بيابانهاي ديناميكي نزول هوا در زير مركز پر فشار جنب حاره درطول سال مانع صعود هر گونه هوايي مي شود. حتي درتابستان كه براثر تابش شديد خورشيد هواي مجاور زمين بسيار گرم و نا پايدار مي شود وجود جريان نزولي در طبقات بالاي آتمسفر مانع صعود هوا و در نتيجه مانع تشكيل ابر و باران مي شود. بنا براين عامل اصلي خشكي، نبودن مكانيسم صعود است. بهمين دليل اين نواحي را بيابان ديناميكي مينامند. اما بيابانهاي باد پناهي بيابانهايي هستند كه در پناه ارتفاعات و كوهستانهاي بزرگ قرارگرفته اند. تفاوت ظاهري بيابانهاي بادپناهي و بيابانهاي ديناميك جنب حاره اي در پايين بودن دماي آنهاست. اين گونه بيابانها جزئي از قلمرو بيابان هاي سرد يا نيمه بياباني سرد محسوب مي شوند. بيابانهاي باد پناه و ديناميك درداخل قاره ها به هم ملحق مي شوند . مثلا در ايران دشت كوير بيابان بادپناهي است در حاليكه دشت لوت بيابان ديناميكي محسوب مي شود(11).
پس از انقلاب، خودكفايي در صنعت سد سازی با توجه به اهميت آب و محدوديت منابع آبي كشور، به عنوان يكياز اهداف وزارت نيرو قرار گرفته است.
با شروع برنامه اول توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور در سال ،۶۸گامهايي در راستاي ظرفيتسازي در اين بخش برداشته شد.
هماكنون ۵۳۵سد در حال بهرهبرداري و ۴۶۹سد در حال احداث در سطح كشور وجود دارد.
دانش سدسازي در ايران نيز به مرحله خودكفائي رسيده به طوري كه هماكنون تمامي مراحل احداث سد اعم از مطالعه، طراحي ، نظارت، ساخت، مديريت و بهرهبرداري از سدهاي مخزني به دست تواناي مهندسان داخلي صورت ميگيرد و ايران در خاورميانه پس از چين و تركيه، سومين كشور در صنعت سدسازي است.
پيش بيني آبگيري ۱۴سد مخزني بزرگ با ظرفيت يك ميليارد و ۲۳۲ميليون متر مكعب و بهرهبرداري از ۱۴سد ديگر از اين نوع با ظرفيت دو ميليارد و ۴۶۶ميليون متر مكعب در سال ،۸۶از جمله گامهاي تازهاي است كه در جهت ارتقاي صنعت سدسازي كشور برداشته شده است.
استان خوزستان به دليل دارا بودن يك سوم آبهاي سطحي كشور، اهميت فراواني به لحاظ سدسازي دارد.
رود بزرگ كارون، به عنوان پرآبترين و طولانيترين رود كشور در خوزستان جريان دارد، طول اين رودخانه،حدود ۹۵۰كيلومتر و وسعت حوزه آبريز آن حدود ۶۰هزار كيلومتر مربع است.
علاوه بر اين، رودهاي كرخه، دز، مارون، زهره، اروند و شاوور نيز در اين استان جريان دارند.
مطالعات بهرهبرداري از پتانسيل برق آبي حوزه رودخانه كارون در دهه ۴۰ انجام و مرحله بعدي اين مطالعات از سال ۵۷آغاز و تا سال ۶۸ادامه داشت به طوري كه پس از انجام اين مطالعات كار احداث سد شهيد عباسپور(كارون يك) آغاز شد.
در ميان سدهاي احداث شده در خوزستان، سد كارون ،۳از نقش و اهميت بالايي برخوردار است چرا كه از نيروگاهي به قدرت دو هزار مگاوات برخوردار است.
سد كارون ،۳در ۲۸كيلومتري شهرستان ايذه در شمال شرق خوزستان بر روي رود كارون به دست تواناي مهندسان داخلي ساخته شده است و با ۲۰۵متر ارتفاع بزرگترين سد بتني دو قوسي كشور و از طرحهاي ملي صنعت سدسازي محسوب ميشود.
حجم مخزن اين سد در حداكثر تراز بهره برداري حدود سه ميليارد متر مكعب بوده كه اين رقم در حداقل تراز به حدود يك ميليارد و ۲۵۰ميليون متر مكعب مي رسد، اين در حالي است كه حجم مفيد مخزن آن يك ميليارد و۷۵۰ميليارد متر مكعب ميباشد.
به گفته كارشناسان، اين سد و نيروگاه آن ۱/۵ميليارد دلار صرفه جويي ارزي عايد كشور كرده است.
در كنار سد كارون سه، بزرگترين پل قوسي كشور به وزن دو هزار و ۴۵۰تن به طول عرشه ۳۳۶متر و عرض ۱۱/۸متر احداث شده است. با اجراي چنين طرحي به دست متخصصان داخلي، زمينه انتقال و صدور دانش فني سدسازي براي كشورمان ميسر شد.
سدهاي كارون ، ۳شهيد عباسپور، مارون، مسجدسليمان و كرخه از جمله سدهاي در حال بهره برداري در خوزستان هستند.